تولد دو سالگی

عشقم...نفسم...فرزندم ...دو ساله شده ای ...چقدر زود برزگ میشوی ؟برای چه این همه شتاب داری ؟برای من هیچ لذتی بالاتر از تماشای بالیدنت نیست اما اینگونه که تو میروی میترسم از تو جا بمانم. پسرک زیبای من، انگار همین دیروز بود که من صدف تو بودم و تو مروارید من انگار همین دیروز بود که مرواریدم را به دریای پر تلاطم دنیا سپردم تا جایی بیرون از من زندگی کند، بیرون از من نفس بکشد و بیرون از من ببالد. تو آنقدر کوچک بودی که حتی توان شیر خوردن هم نداشتی فقط خدا میداند که من چقدر سخت و چقدر شیرین آن روزها را گذراندم.
روزهایی که میگذرند هرگز باز نمیگردند و روز هایی می آیند که امروز من برای آمدنشان لحظه شماری میکنم و فردا برای رفتنشان بی تابی خواهم کرد. من جرعه جرعه این لحظات ناب را سر میکشم.
یادش بخیر وقتی برای اولین بار به تنهایی نشستی، به تنهایی ایستادی و به تنهایی راه رفتی مامان و بابا چقدر ذوق کردند.
یادش بخیر وقتی اولین دندونات در اومد چقدر با مزه شده بودی و خنده های شیرینت زیباتر شده بود .
یادش بخیر وقتی برای اولین بار گفتی مامان داشتم ذوق مرگ میشدم.
نازنینم ،عطر نفسهای نوزادی ات را هیچوقت از یاد نمیبرم، بوی پاکی ، بوی عشق و عطر بهشت داشت.

و اکنون که دوساله شده ای وقتی با زبان کودکانه ات میگی مامان دوست دارم و گونه هایم را بوسه باران میکنی دنیا از آن من میشود و آرامشی همچون آرامش بهشت قلبم را فرا میگیرد.
تولد کفشدوزکی گل پسرم
پسر نازم تولد امسالت با تم کفشدوزک بود و همه وسایل و تزیینات تولدتو خودم درست کردم که خیلی هم خوشگل در اومد.


ساعت تولد گل پسر









دفتر نقاشی هدیه مهدی به بچه ها

تقویم 93 هدیه به بزرگترها

یه ماشین شارژی زرد و خوشگل هدیه مامان و بابا برای پسر ناز و خوشگل


تبریک نینی وبلاگ برای متولدین سوم اردیبهشت


گلکم خیلی شیرین زبون شدی و تقریبا همه کلمات رو بلدی و فعل ها رو درست میگی،
شعر توپ قلقلی رو با کمک مامان میخونی:
یه توپ دارم کلیلیه
سرخ و سفید و آبیه
میزنم زمین هبا میره
نمیدونی تا تجا میره
من این توپو نداشتم
مشقامو خوب نشتم
بابام بهم عیدی داد
یه توپ کلیلی داد
جمله هاتو جوری سر هم میکنی که مفهومو برسونی :
_ دایی مهدی من بلیم پیشش. (بریم پیش دایی مهدی)
_من تبلتم برداشتم ابولی نیاد برداره.
_ بابایی هوبه ،بازیا من خریده. (بابایی خوبه ،اسباب بازی برام خریده)
_حباسم نبود آب ریختم ( حواسم نبود آب ریختم)
هر وقت یه کار بدی انجام میدی، بهت میگیم چرا این کارو کردی میگی حباسم نبود.
همیشه سوال داری: این تیه (این کیه، این چیه)
جدیدا همیار پلیس هم شدی ،زمانی که من یا بابایی داریم رانندگی میکنیم اگه موقع ترمز کردن یه کم جابه جا بشی میگی:
آلوم برو ، ددس برو . (آروم برو، درست برو)
و...
و کلی حرفای قشنگ دیگه که من نمیدونم کدومشو بگم...

پسرم
گوشه چشمی از خدای مهربان برای خوشبختی کافیست
می سپارمت به تمام نگاهش




تولد دو سالگی 
