مهدیمهدی، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 12 روز سن داره
باباییبابایی، تا این لحظه: 42 سال و 9 ماه و 13 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 34 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره
هم آشیانه شدنمونهم آشیانه شدنمون، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه سن داره

مهدی دنیای مامان و بابا

اندر احوالات گل پسرم در تابستان 93

1393/4/12 0:43
نویسنده : مامان مهدی
1,267 بازدید
اشتراک گذاری

سلام...

سلام به پسر گل و خوشگل و عزیز و مهربون و نمونه خودم...

برات مینویسم از تیر، مرداد و شهریور 93 ، از شیرین زبونی هات ، از کار های جدیدت و ...

عزیزم چون هنوز تو خونه اجاره ای هستیم اومدم با اینترنت دایی محمد وبتو بروزرسانی کنم.

محبت بوس محبت

نفس مامان 5 تیر ساعت 15:32 دو سال و دو ماه و دو روز و دو ساعت و دو دقیقه ای شدی

اینم عکست تو اون لحظه که تو خواب ازت گرفتم.

م

م

 

پسرکم اینقدر شیرین زبون شدی و حرفای خوشگل میزنی که بعضی وقتا فقط میخوام بخورمت...عشقمی...نفسمی...قلبمی... دوست دارم.

_همیشه بهم میگی: مامانی خیلی دوست دارم ، دنیا دوست دارم وقتی میخوایم بخوابیم به من و بابایی میگی:دوتایی تون دوستون دارم دوتایی تون هب بخیر (شب بخیر)

 

_همیشه سوال داری و مامان و بابا با حوصله به سوالات جواب میدن ... چلا اینجوریه؟...چلا اونجوریه... کی خورشید هولن کرده؟(روشن کرده)...

مهدی بریم حموم... چلا؟

مهدی اسباب بازی هاتو جمع کن... چلا؟

مهدی بیا دستاتو بشور... چلاااا؟

هر کاری رو که بهت میگیم باید دلیلش هم بگیم

_با خودت حرف میزنی و خیالبافی میکنی، با تلفن با دوست خیالیت صحبت میکنی ، رانندگی میکنی و در حال رانندگی بنزینت تموم میشه و میری پمپ بنزین،

یه روز یه تکه خمیر بازی مشکی افتاده بود کف اتاق ، تو فکر کردی سوسکه و با احتیاط رفتی طرفش وقتی فهمیدی خمیره کم نیاوردی و گفتی: این  خوسکه ، چقد بلگه BOLOGE، چلا اومدی خونمون؟ ،پله گذاشتی اومدی بالا؟ دیگه نیای خونمون باشه... مامانم میترسه

_تا توی آپارتمون سر و صدا میکنی ،میگی: همسایمون حالا بیدار هشدن منه نه(بیدار شدن مگه نه) اشکال نداره صدا بدم منه نه 

_ مامانی تمکت بکنم وسایل جمع بکنیم کمرت درد نیاد ، باشه

_ باباییم کار کرده ، خسته هشده، حموم بکنه، خستش در بره.

_وقتی برات کاری انجام میدیم میگی آفرین... آفرین مامانی بازیام جمع کردی... آفرین بابایی برام مستنی خریدی خوب اینم یه نوع تشکره دیگه

_کلماتی که حرف اولشون(س،ص،ث و ش) باشه رو نمیتونی درست تلفظ کنی و به جاش (ه یا خ ) میگی.مثل سنگ (هنگ) سیمان(هیمان) ،شب (هب یا خب)، سروش(خروش)، شده (هشده)، شکلات(هکلات)

_اکثر کلماتی که حرف اولشون( ک) هست (ت) تلفظ میکنی : کیک (تیک)، کمک(تمک)، کرم(ترم)، کجا(تاجا) ، هیلی کوپتر(هیلی توپتر)

_کلمات با مزه ای که میگی: خاندجیب=ساندویج ، تارتارک=تراکتور ، پاستالیک=پلاستیک ،تسماح=تمساح، 

_ از بین کتابات کتاب های می می نی رو بیشتر از همه دوست داری و از بین بازی های تبلتت عاشق بازی DOORS هستی که یه بازی فکری برای بزرگتراست اما پسر کوچولوی باهوش من اکثر مراحلشو بلده و فقط مراحلی که با اعداد و ریاضیات سر کار داره رو میدی من برات رد میکنم.

_عیبی که داری زیاد جیغ میزنی البته وقتی کسی اذیتت کنه و سربه سرت بزاره یا چیزی باب میلت نباشه. تو خونه اصلا جیغ نمیزنی

بوسمحبتآرام

عید فطر سه روز تعطیل بود که رفتیم شیراز... چون ماه رمضون هوا گرم بود خیلی کم بیرون میرفتیم واسه همین بعد از ماه نیاز به یه مینی سفر داشتیم.

مجتمع تجاری تفریحی خلیج فارس

مهدی

ناز

2

اینجا داری دمپایی انتخاب میکنی چون مامان یادش رفته برات دمپایی یا کفشتو بیاره

م

 

شهر بازی رو گذاشتیم مرحله آخر چون اگه میرفتیم داخل دیگه خدا میدونست کی میتونیم بیایم بیرون

ن

م

م

5

5

م

م

5

م

بابایی سه بار برات شارژ خرید و تقریبا همه بازیا رو سوار شدی اما هنوز سیر نشده بودی،این اواخر دیگه خودت کارت میکشی ببین

م

شب بعد بازم رفتیم پارک فقط بخاطر تو عشقم

م

 

م

سرگرمی های این روزای شما

 

م

همیشه با خمیرات مار درست میکنی و به منم میگی برام خونه بساز وقتی برات خونه درست میکنم میگی : آفرین مامانی خیلی خوشگل ددس کردی

م

 

م

م

بلاخره ماهی که دوست داشتی رو گرفتی واسه همین اینقد خوشحالی

م

 

م

م

م

داری مثل ربات دور خودت میچرخی

م

گل پسر در حال تفکیک لوبیاها

م

 کار جداسازی رو با مهره های رنگی و ماکارونی های هم رنگ اما با دو شکل متفاوت هم انجام میدیم...

م

محبتبای بای

54

پسرم، تو هستی تمام جهان با من است

تو مهتابی و آسمان با من است

به عمق نگاهت که سر میزنم

فضایی بدون زمان با من است

هیچ تنها نخواهم گذاشت

تو را ، تا زمانی که جان با من است

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)