عشق 3 سال و 3 ماه و 3 روزه من دوستت دارم
پسر خوشگل من در حال دوچرخه سواری تو کوچه با دوستاش



عاااااااشقتم ....


اولین محصول درخت باغچه خونمون

تازگیا علاقه زیادی به لگوهای خانه سازی و انواع سازه ها پیدا کردی و مدل ها و شکلهای جالبی میسازی که من خیلی ذوقش میکنم ... علاوه بر لگوهای قبلیت یه جعبه خانه سازی بزرگتر هم برات خریدیم تا هر شکلی که دوست داری بتونی درست کنی.





گل پسرم چند وقته که نی نی ابولفضل اینا دنیا اومده تو هم گیر دادی که منم داداش میخوام ، چرا ابولفضل داداش داشته باشه من نداشته باشم (فقط داداش ، آبجی هم نه ). حتی یه بار کلی گریه کردی ... الهی من فدای دل کوچیکت بشم مادر ... بهت گفتم وقتی بزرگتر شدی منم برات داداش میارم، با عصبانیت گفتی: مگه ابولفضل بزرگه ، هااا ، بزرگه؟ ... نمیدونستم چی بهت بگم ، گفتم خوب علی کوچولو هم داداش توئه گفتی: نیست...علی کوچولو پسر خاله ست... داداشم باید تو شکم تو باشه ، علی تو شکم خاله بوده ... دیگه هنگ کرده بودم از حاضرجوابی هات و واقعا مونده بودم چه جوری راضیت کنم . آخه مثل آدم بزرگا حرف میزدی و مثل آدم بزرگا جواب میخواستی ... بهت گفتم ببین پسرم ابولفضل چون هنوز زیاد بزرگ نشده نمیتونه داداششو بغل کنه ، نمیتونه اونو با خودش جایی ببره ، نمیتونه مواظبش باشه .. وقتی بزرگتر بشی داداش داشته باشی خیلی بهتره ، همیشه میتونی بغلش کنی و مواظبش باشی ، حالا تا موقعی که داداشی نداری علی کوچولو داداشت باشه و ... اینقد توی گوشت خوندم و قربون صدقت رفتم تا وقتی آروم شدی .
و حالا دائما به علی میگی داداشم و خیلی هواشو داری و به هر کی میرسی میگی منم داداش دارم ، علی کوچولو داداشمه... قربونت برم پسرم که همه وجودمی 


اینم از علی جون خوشکل ما که یکسالش تموم شده و هنوز راه نمیره . قربونش بره خاله

یکی دیگه از سرگرمی های این روزامون ...کار با چسب، کاغذ و قیچی

یه روز که داشتی گاو سواری میکردی ( البته خودت به گاوت میگی موتوربزرگ و دائم با این موتور پرشی در حال پریدنی ) من بهت گفتم که چقد گاوت کثیف و سیاه شده و رفتم تو آشپزخونه سرگرم کارام شدم ، بعد از چند دقیقه متوجه شدم که نیستی و وقتی اومدم دنبالت با این صحنه روبرو شدم ...


و بعد هم که با حوله خودت خشکش کردی

کودکم کودکی کن ، کودکانه هایت را دوست دارم



عشق 3 سال و 3 ماه و 3 روزه من دوستت دارم 
