خداحافظی با شیر مادر
از شیر گرفتن سخت است، مسئولیت سنگین و عذاب آوری است که مادر میداند درست است و بایدی در پسش پنهان است، اما کودک نمیداند، بایدش را درک نمیکند و تا مدت های مدید هم در خلوت قلبی اش مادر را برای ان نمی بخشد. سینه نخستین بخش از وجود مادر است که کودک پس از تولد جایگزین همه آن داشته های از دست رفته میکند و به واسطه گری اش با دنیا آشتی میکند. برای کودک تنها خود شیر مطرح نیست، شیر خوردن یعنی آغوش، مهر مادری ،آرامش، خواب،رویا و همه دار و ندارش...
![]()
عزیزم...وجودم...نفسم...پس از کلی تحقیق و استفاده از تجربیات مامان های نینی سایت بهترین روش از شیر گرفتن یعنی روش تدریجی رو آغاز کردم . از اواخر 20 ماهگیت تقریبا هر 10 روز یکی از وعده های شیر خوردنت رو حذف کردم و به جاش بهت شیر پاستوریزه و خوراکی های مقوی میدادم. همیشه دوست داشتم از روش مسالمت آمیز و تدریجی استفاده کنم و نمی خواستم کوچکترین لطمه روحی و عاطفی به پسرکم وارد شود. استرس زیادی برای از شیر گرفتنت داشتم ولی خدا خیلی کمک کرد و تو خیلی راحت این قضیه رو پذیرفتی. فقط موقع خوابیدن شیر میخوردی و من چند وقت بود که بهت میگفتم چون تو بزرگ شدی ممکنه شیر مامان تلخ بشه یا توتویی بشه ( تو هر چیزی که بد مزه باشه یا کثیف باشه میگی توتوییه). تا اینکه بالاخره یه شب وقتی میخواستی بخوابی متوجه شدی شیر مامان تلخ شده و میخواستی گریه کنی که من و بابا تشویقت کردیم و گفتیم چون بزرگ شدی شیر مامان هم توتویی شده . تو گفتی لالا ، بابایی هم گفت : بدو بریم رو پتوت بخواب تا برات قصه بگم ، تو هم با خوشحالی رفتی و با قصه بابایی خوابیدی . بعد از اون روز حتی یک بار هم امتحان نکردی و تا هوس شیر خوردن میکردی یهو خودت میگفتی : بد...توتوییه . سه شب وقتی که در خواب سنگین فرو میرفتی بدون اینکه متوجه شوی مامان بهت شیر میداد و دهم اسفند 92 ساعت 30 : 11 شب وقتی که در خواب ناز بودی برای آخرین بار از شیر مامان خوردی و اون شب بعد از شیر دادن به تو نشستم و یک دل سیر گریه کردم . شاید برای من هزاران بار سخت تر از تو بود اما چاره چه بود، بالاخره یه روز باید این اتفاق می افتاد.
![]()
گلکم نمی خواستم توی ذهنت بزرگ شدنت فقط به معنای از دست دادن باشه واسه همین برات هدیه خریدم و بهت گفتم چون بزرگ شدی اینو برات خریدم و مثلا کارهایی که قبلا نمی تونستی انجام بدی و حالا انجامش میدی میگم بخاطر اینکه بزرگ شدی میتونی این کارا رو بکنی و...
![]()
پسر نازنینم بعضی وقتا با قصه و بعضی اوقات هم تو ماشین خوابت میبره.

فرزندم عاشقانه دوستت دارم 



خداحافظی با شیر مادر
