سفر یاسوج (خرداد 92 )
فرشته کوچولوی مامان سلام ... ![]()
باز هم یه سفر کوچولو...
چون روزهای 14 و 15 خرداد تعطیلی بود از این فرصت استفاده کردیم و به همراه پسر عموی بابا(سلیمان) و خانمشون یه سفر کوتاه دو روزه رفتیم یاسوج و سپیدان ، که خیلی هم بهمون خوش گذشت ... میدونی چرا ؟؟؟ چون تو کنارمون بودی و عطر نفس هات بهمون انرژی میداد و صدای خنده هات سرزندگی و نشاط ...

![]()
پسر نازم دومین باره که اومدی آبشار مارگون

![]()
سر راه توت خریدیم ، توت آبداری بود و میشد با یه دونه ش کل صورتت رو رنگ کرد.
پسر گل و نازنازی ، می بینی شدی لپ قرمزی



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



سفر یاسوج (خرداد 92 )
